گذر سریع عمر - تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 1:52
از شدت درگیر شدن در پایان نامه کلا یادم رفته بود همچین وبلاگی هم هست. یادش بخیر انگار همین دیروز بود برای کنکور میخوندم... من یک فاز پایان نامه رو خودم دارم انجام میدم که یه چیزی یاد بگیرم. انصافا چیزی هم یاد گرفتم. سختی های بسیار زیادی کشیدم. کاش یادم می موند و اینجا ثبت میکردم. ولی مهم اینه که اوج...
تصمیم جدید - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 1:10
تصمیم جدید امروز تصمیم گرفتم یه بخش بسیار مهم از پایان نامم رو به تنهایی انجام بدم. شاید خل باشم ولی ارزش داره که یه چیزی یاد بگیرم. حالا چقد این تصمیک عملی باشه رو مرور زمان مشخص می کنه. توکل به خدا + نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:17 توسط ادمین |
زندگی زیباست - تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 6:51
زندگی زیباست بالاخره پس از گذراندن دوره طولانی بیماری امروز بهبود پیدا کردم. البته همچنان کامل خوب نیستم ولی از اون حالت تب خارج شدم. بزودی این پست و پست قبلی رو پاک می کنم چون انرژی منفی میدن بهم. کلا پایان نامم هم همینطور مونده رو هوا + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 3:59 توسط ادمین...
سردرد یا مغز درد؟ مسئله این است... - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
امشب سر درد دارم. امروز تایم گرفتم دیدم فقط 4 ساعت درس خوندم. البته شاید خیلی هم بد نباشه چون زمان خالص درس خوندنم 4 ساعت بود. برای همین سر درد گرفتم. بهتر بگم، مغزم درد می کنه. دیگه گنجایش اطلاعات جدید رو فعلا ندارم. دو روزه که ضعیف شدم. خوابهای پریشان می بینم. خوابهای ترسناک می بینم. دیشب کلا با چ
از یزد برگشتم - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
سه روز پیش یعنی 20 بهمن رفتم یزد. دوست صمیمیم هم اومد یزد. اینقدر یزد خوش گذشت که حد و حصار نداره. مرور خاطرات یزد رو بصورت رمز می نویسم: 1- خاصیت کشتلف 2- پیاده روی در محله های قدیمی یزد 3- تاول زدن پای دوستم 4- کلوپ فیلم 5- خونه حاج خانم با دوستم رفتیم خوابیدیم 6- خوابگاه که خودم تکی رفته بودم 7-
سر درد - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
امروز صبح ساعت 8 و نیم از خواب بیدار شدم. از خودم راضی نبودم چون قرار بوذ 5 و نیم بیدار بشم. 8 و نیم خیلی دیر بود. ولی به هر حال بهتر از 9 بود ! وقتی بیدار شدم. صبحانه آماده کردم و حین خوردن صبحانه به آهنگای مهستی گوش دادم. همینطور که آهنگ مهستی داشت می خوند منم صبحانه را جمع کردم و شروع به خوندن در
روز مه آلود - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
سلاااااااااااام دیروز اصفهان بودم: خاطرات اصفهان رفتن دیروز: ******************************************************************************* و اما امروز . صبح زود پا شدم. ساعت 6 و نیم بود که بیدار شدم. دیدم بیرون برف اومده! تعجب کردم. پرده رو زدم کنار، دیدم برف نیست. مه اومده. مه سفید . و عجب سکو
قبول شدم - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
بعد از دو سال اصلا فکرشو نمی کردم این وبلاگ هنوز باشه. آخه فکر می کردم پاکش کردم. پاکش هم کرده بودم ولی امروز دیدم پاک نشده. خیلی خوشحالم که پاک نشده. خوشبختانه من دو ساله که کنکور دادم و قبول شدم. دیگه باید بجای خاطرات خوندن ارشد بنویسم خاطرات پایان نامه چه دورانی بود خوندن ارشد. همه چی اومد جلوی
سردرد یکطرفه - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
هم اکنون ساعت 1:31 دقیقه بامداد، و سمت راست سرم درد میکنه فیلم از تاریکی نترس رو نگاه میکردم، انصافا مزخرف بود و چون بالش زیر سرم مناسب نبود و مجبور بودم بخاطر فیلم سرمو همش بالا نگهدارم سردرد گرفتم. فیلمه هم خیلی بدتموم شد نصف شبی چسبید بیخ مغزم. اینا به کنار، عهد بسته بودم یکی از فازهای مهم پای
آماده سازی گزارش کار - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
آماده سازی گزارش کار امروز نهم فروردینه، من هم پنج روز دیگه مسافرم و استاد راهنمام ازم گزارش کار میخواد. امروز رفتم کتابخونه یکم کارامو پیش بردم. ولی خیلی کار دارم و زمانم محدوده. زمان خیلی زود میگذره تا چشم هم بذارم میبینم روبروی استاد راهنما نشستم و باید گزارش کار تحویلش بدم. ولی من قوی و محکم گام...
شب بارانی - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
الان ساعت 11:38 نیمه شب، من توی اتاقم هستم، برقا خاموشه، لپ تاپ جلوی روی من روشنه و صدای بارون میاد باید پایان نامه انجام بدم و ممنونم از خدا بابت این حس خوبی که با بارون برام ایجاد کرده و انگیزه بیدار نگه داشتن من همین بارونه امروز اینترنت قطع شد، رفتم از اینترنت کتابخونه استفاده کردم. و یک فیلم آم
هر کاری بجز پایان نامه - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
تو خوابگاه تنهام. حوصلم سررفت. امروز فیلم Gone 2012 رو نگاه کردم. مانتوی دوستم رو شستم و اتو کردم. و توی ذهنم مراحل پایان نامم رو مرور کردم. نمی دونم چرا دست و دلم به انجام پایان نامه نمی ره. هم اکنون آهنگ دل ای دل رو پخش کردم و لوازم طراحی فاز اول پایان نامم روبرومه. دارم انجام می دم. در کل روز خوب
مرگ بهتر از این زندگی - تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 6:22
مرگ بهتر از این زندگی الان ساعت 3 و نیم صبح و من بخاطر تب شدید، دو شبانه روزه حتی پنج دقیقه هم نخوابیدم. ویروسش کامل سیستم ایمنی بدنم رو هک کرده! تا حالا زیاد تب کردم ولی ایندفعه واقعا ارزوی مرگ می کنم. تب کردن شدید توی خوابگاه بدترین اتفاقیه که میفته. یه جوری شدم که یادم رفته چطور قبلا می خوابیدم. ...